خرید بک لینک

u200d

نفرین به حربه ای که دروغ و دیانت است
مجموعه ای سخیف که نامش سیاست است
لعنت به ان نگاه که از روشنی تهی ست
اٌف بر قبیله ای که بدون شرافت است
شاعر کجاست؟ گوشه زندانِ بی دلیل
امروزها شکنجه به شکل عدالت است
دروازههای عاطفه را سخت بستهاند
چیزی که باز مانده فقط راه حسرت است
ما دردهای مشترک مردم خودیم
جغرافیای غصه ما بینهایت است
ای شاعری که جرم و گناهت #سرودن است
تنها نه ای که پشت تو فریاد ملت است

#فردوس_اعظم
#زندان_جای_شاعر_نیست

@firdavsiazam

برچسب: نویسنده: ستایش افشاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:40

از روزگار، یک دل خرسندم آرزوستاز عشق، برق دیدن لبخندم آرزوستاین جادهها بهسمت جدایی مسافرنددر کوچههای خاطره پیوندم آرزوستآیینه از قیافهام اندوهگین شدهغم را رفو كنید شکرخندم آرزوستای لحظهها طراوت د

برچسب: نویسنده: ستایش افشاری تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:40

صفحه بندی